تبليغاتX
دیده بان
اجتماعی.سیاسی.فرهنگی

مدتی است که شخصی مجهول الهویه با نام مستعار < سید سعید صفوی > در ستون نظرات وبلاگ دیده بان سخنانی ناشایست و نا صواب می نویسد. ( منظور این شخص چیست خدا عالم است ) .

این شخص هر کس که هست ، زن یا مرد ، دختر یا پسر آدم ضعیف النفس و ترسویی می باشد. چون پشت نام شخص دیگری پنهان شده است. بهتر است بگوییم این شخص مانند کودک ترسو .و لوسی است که انگشت شصت خود را در دهانش کرده و پشت دامن ویا کت پدرش پنهان شده است.

این شخص هم برای اینکه هویت خود را آشکار نکند پشت نام < سید سعید صفوی > پنهان شده است.

وتقعا عقدهء حقارت وخودکم بینی با انسان چه ها که نمی کند.( خدایا کمک کن تا تمام انسانهایی که بیماری روانی دارند درمان شوند.)

یکی نیست به این فرد بگوید استفاده از چند تکیه کلام مثل ( آرامش خودت را حفظ کن و............) که دلیل بر این نمی شود شما شخص حقیقی آقای صفوی باشید.

از روز اول که این شخص مجهول الهویه شروع به مطلب نوشتن کرد ،( من و آقای صفوی ) به خوبی می دانیستیم که نیتی شیطانی پشت آن پنهان است. اگر این شخص می خواهد تسویه حساب شخصی یا حزبی با آقای صفوی ( حقیقی) انجام دهد به من ربطی ندارد که در دیده بان نظرات خود را می نویسد.

اگر هم قصد ناراحت کردن من را داری هر چه دل تنگت می خواهد بنویس ، اصلا فحش بده من مشکلی ندارم. < از قدیم گفتن ، طلا که پاکس چه منتش به خاک است > ولی سعی نکن به اسم یک نفر دیگر این مطالب را بنویسی و با آبروی دیگران بازی کنی.

برای اینکه خیالت را راحت کنم جناب آقای < سید سعید صفوی > مستعار.

آقای صفوی واقعی آنقدر شرافت انسانی دارد و رک است که اگر بخواهد حرفی بزند ، رو در رو بگوید و نیازی به پنهان کاری و فحش دادن در وبلاگ ندارد.

این مطلب را برای روشن شدن ذهن خیلی از دوستان نوشتم با تایید آقای صفوی .

انشا الله خدا همهء بندگانش را به راه راست هدایت فرماید.

نوشته شده توسط نوگل منشوری در ساعت 20:4 | لینک  | 

به نظر شما دوم خرداد ۷۶ ، یک جنبش بود یا پدیده و یا یک حرکت برنامه ریزی شده و با پشتوانهء فکری و دارای رهبری و تئورسینهای  قوی و مشخص ؟

ویا اینکه یک پدیده بود ، به خاطر اینکه یک روحانی تحصیل کرده در برابر مردم حرفهایی زد که تا به آن روز شخصی بیان نکرده بود و بسیاری از مردم خواسته های درونی ، فکری و اجماعی خود را در حرفهای او دیدند ؟

شاید هم کسانی که به سید محمد خاتمی در دوم خرداد ۷۶ رای دادند از روی علاقه یا حمایت از برنامه های او نام وی را بر روی کاغذ ننوشتند ، بلکه به خاطر مخالفت با خیلی از بایدهای موجود در جامعه که مخالف آن بودند به خاتمی رای دادند ( یعنی نه از حب علی ، بلکه از بغض معاویه) به او روی آوردند.

ومتاسفانه همین افراد بودند که خواسته هایی از دولت اصلاحات داشتند که عملی نبود ، همین ها بودند که بعدها گفتند خاتمی فقط شعار داد، خاتمی کاری برای مردم نکرد ، خاتمی یک تئورسین خوب است ولی مرد عمل نیست.خاتمی رئیس جمهور خوبی نیست او باید استاد دانشگاه شود.و خیلی حرفهای دیگر................

در جواب این افراد باید گفت: شما تا چه اندازه با وظایف رئس جمهور که درقانون اساسی آمده است آشنایی دارید و حدود اختیارات رئیس جمهور را می شناسید!!!!!!! اساسا خیلی از درخواستهای به عمل آمده از دولت خاتمی ، جزو شعارهای انتخاباتی ایشان نبوده است و یا جزو وظایف رئیس جمهور نیست. در ضمن باید شرایط آن دوران بخصوص دور اول رئاست جمهوری آقای خاتمی را نیز در نظر گرفت .۱ـ قیمت نفت در پایین ترین حد خود  قرار داشت. ۲ ـ جناب رفسنجانی یک خزانهء خالی را در اختیاره دولت جدید قرار داده بودند.۳ـ بحران در روابط خارجی ایران با اتحادیه اروپا وجود داشت .۴ـ اکثر سفرای اروپایی از ایران رفته بودند.۵ ـ در حوزهء خلیج فارس نیز با همسایگان خود مشکل داشتیم .۶ـ بحرانهای داخلی نیز که بیداد می کرد هر ۹ روز یک اتفاق در کشور رخ می داد از طرف گروههای فشار بود . ۷ ـ مجلس پنجم هم که با دولت سر ناسازگاری داشت.۸ ـ برخوردهای شورای نگهبان .۹ ـ مثل حالا که صداوسیما  کلی به برادر احمدی نژاد لطف دارند و سفرهای استانی ایشان را پوشش می دهند ، دوران خاتمی اینطور نبود بلکه بر عکس تا توانستند تبلیغ منفی علیه دولت و نیروهای اصلاح طلب انجام دادند.۱۰- قتل های زنجیره ای و برخورد با دانشجویان در ۱۸ تیر را هم نباید فراموش کرد.وکلی مشکلات دیگر حتی در خود کابینهء ایشان نیز نوعی نا هماهنگی به چشم می خورد.

در دور دوم رئاست جمهوری نیز دولت خاتمی مشکلات زیادی داشت ، که قابل نقد و بررسی بین نیروهای حامی ایشان و طیف اصلاح طلبان است. اگر این نقدها زودتر انجام شده بود از دل دوم خرداد ، داستان ۳تیر و پیروزی یک حزب پادگانی پدید نمی آید.

الان شاید زمان خوبی باشد برای نخبگان و سران اصلاح طلب که به عملکرد خود در این ۸ سال نگاهی بیان دازند و نقاط ضعف و قوت خود را در این مدت بررسی کند و ببینند چرا باید در سال ۱۳۷۶ حدود ۲۰ ملیون نفر به خاتمی رای دهند و چهار سال بعد آن نیز حدود ۲۲ ملیون نفر ولی در انتخابات رئاست جمهوری دور نهم این گروهها به اجماع بر سر یک نامزر نرسیدند و دچار از هم پاشیدگی می شوند و حتی گفتمانهای نیروهای معروف به دوم خردادی و اصلاح طلب نیز با یکدیگر دچار تضاد می شود در آخر نیز با دلسردی مردم و شکست در انتخابات مواجه می شوند!!؟؟

مشکل دیگری که ملت ایران دارد قهرمان پروری و احساسی بودن ملت ماست و اینکه به صورت توده ای و موج وار حرکت می کنیم روزی پشت سر مصدق ، روزی خاتمی و حالا نیز احمدی نژاد .وبعد نیز در سخت ترین شرایط قهرمانانی که به دست خود ساخته ایم تنها می گذاریم و زبان گله وشکایتمان تا به عرش است ( در واقع خوش استقبال و بد برقه هستیم )یادم ، آقای خاتمی همیشه می گفت: قهرمان پروری نکنید من قهرمان نیستم ، قهرمان شما ملت ایران هستید.باید ما ملت خودمان را اصلاح کنیم .

با همهء این صحبتها ، هیچ کس دوم خرداد ۷۶ را فراموش نمی کند ، چون خاتمی و روشنفکران و حامیان او  یکی از اثر گذار ترین افراد  و نیروها در تاریخ سیاسی ایران پس از انقلاب ۵۷ هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط نوگل منشوری در ساعت 21:17 | لینک  |