تبليغاتX
دیده بان
اجتماعی.سیاسی.فرهنگی

خوب ، بلاخره مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان هم شروع شد .  یک زمانی ورزش و کلا مسابقات فقط جنبهء سرگرمی داشت ولی با گذشت زمان و مدرن شدن جوامع و پدیدهء جهانی شدن و از همه مهمتر رسوخ ( سیاست ) در تمام جنبه های زندگی افراد . ورزش و از همه مهمتر فوتبال به بیماری کثیف و بی پدر و مادر سیاست گرفتار شده است.

رهبران سیاسی دنیا به دیدار مسابقات تیم های ملی خود می روند ، تیم های کشور خود را تشویق می کنند ،جوایز گران قیمت برای بازیکنان تعیین می کنند. البته به شرط پیروزی و بالا رفتن از گروههای خود و طوری وانمود می کنند که چندین سال است فوتبالیست هستند .( شاید هم در واقعیت هیچ گونه علاقه ای به فوتبال و زمین چمن نداشته باشند)

کلی شعار می دهند برای ورود خانم ها و دختر خانمها به ورزشگاهها ، از اردوی تیم ملی دیدار می کنند و در آخر هم می گویند برای حمایت از تیم ملی فوتبال می خواهند به کشور آلمان سفر کنند و بازی های تیم ملی را از نزدیک مشاهده کنند.( مثل براد احمدی نژاد و امثال ایشان در تمام دنیا )

از آن طرف هم بعضی از کشورها ی قدرتمند در عرصهء جهانی تا چند ماه پیش می گفتند : ایران خطر بزرگی است برای صلح و امنیت بین المللی ( البته هنوز هم  این حرف را می زنند) و باید از حضور تیم ایران در جام جهانی جلوگیری شود( به این کار می گویند زورگویی و نفوذ سیاست در ورزش ) 

با این حال ایران به جام جهانی راه پیدا کرده و فردا اولین بازی خود را با تیم ملی مکزیک برگزار می کند.

 ما همه ایرانی هستیم و علاقمند به  پیروزی تیم ملی کشورمان .

( در ضمن در مورد مصاحبه ای که با آقای رشید اسماعیلی کرده ایم ، تا یادم نرفته بگم انشا الله تا اوایل هفته متن آن آماده می شود و شما می توانید با نظرات و عقاید این دانشجوی مبارز و مقاوم آشنا شوید )

نوشته شده توسط نوگل منشوری در ساعت 20:22 | لینک  | 

چند وقتی حوصلهء نوشتن ندارم ، دلایل زیادی هم دارد . از بعد عید تا حالا اتفاقات عجیب و غریبی افتاده که اگر در موردش حرف بزنم یا مطلب بنویسم حتما کلی تعجب می کنید ، شاید هم حسابی بخندید؟؟؟
ولی امشب می خواهم در مورد یک همرزم ، دوست ،برادر و یک راهنما و استاد بنویسم . کسی که بخاطر عقاید و اعتقاداتش به جای اینکه سر کلاس برود دارد راهی زندان می شود.

یک دانشجوی با انگیزه که با آگاهی و بدون اینکه روی حمایت کسی حساب کند وارد مبارزه با تاریکی شده است.

می خواهم از < رشید اسماعیلی >بگویم.

پسری که در زندان بدنیا آمده و در یک خانوادهء سیاسی بزرگ شده است. پدر و مادر او هر دو از فعالان سیاسی در دوران قبل و بعد از انقلاب ۵۷ بوده اند.

رشید ،همانند اسمش قلبی مهربان ، بزرگ و سرشار از  احساس دارد.  او نماد مقاومت است در چهرهء او هیچگونه ترس و نگرانی به چشم نمی خورد ( آیا در قلب او نیز این آرامش وجود دارد)

خیلی از آدم ها را دیده بودم که بستگانشان در زمان شاه در زندان بودند ، ولی هرگز احساس آنها را به این روشنی نسبت به زندانی شدن عزیزان خود لمس نکرده بودم.

خیلی سخته ،در واقعه وحشتناکه دانشجویی که دارد در مقطعه کارشناسی ارشد در دانشگاه علامه طباطبایی در رشتهء حقوق  درس می خواند ، از این به بعد باید در زندان بسر ببرد. با این همه معلومات و اگاهی در سن ۲۴ سالگی ، رشید یک انسان و مبارز حقیقی است .  حتی الان که خودش در خطر قرارگرفته به فکر دوستان و همرزمان در بند خود می باشد.

اخوان ثالث حق داشت بگوید < هوا سخت نا جوانمردانه سرد است..........................

یار دبستانی من ، کجا هستی که  دیگر ، تخته سیاه ، کج ، فکر ، استاد و دانشجویی نمانده است.

( قابل توجه تمام انسانهای آزاد اندیش و دوستارانه بشریت به زودی در این وبلاگ مصاحبه ای که با آقای رشید اسماعیلی شده است را می توانید بخوانید.)

 

نوشته شده توسط نوگل منشوری در ساعت 3:38 | لینک  |