تبليغاتX
دیده بان
اجتماعی.سیاسی.فرهنگی

روزنامهء روزگار دو مطلب ، در مورد دو زن ، در صفحات رسانه و فرهنگ به چاپ رسانیده بود.
اولین مطلب در مورد ، خانم آنا پولتیکوسکایا روزنامه نگار روسی بود که به دلیل مخالف های خود با سیاست های ولادیمیر پوتین ، بحران چچن و محکومیت دولت روسیه در حمایت نکردن از حقوق بشر در روز تولد پوتین ، در سن 48 سالگی با شلیک گلوله ای در آپارتمان خود به قتل رسید.
این خبرنگار روسی دارای شهرت جهانی است و جوایز زیادی نیز در دوران زندگی حرفه ای خود کسب کرده است.
پولتیکوسکایا ،چندین بار تهدید به قتل شده بود و آخرین بار مقاله ای به نام ( مردم ناپدید شده) در ارتباط با سربه نیست شدن مردم غیر نظامی چچن توسط رئیس پلیس شهر نوشت . و در آن رئیس پلیس شهر را یه شکنجه و قتل غیر نظامیان متهم کرد.
پس از مرگ آنا در تاریخ هشت اکتبر 2006 صدها نفر در جنوب مسکو در اعتراض به این حادثه به خیابان ها ریختند.
گورباچف رئیس جمهور شوروی سابق در مورد مرگ این خبرنگار می گوید: این یک جرم علیه روزنامه نگاری است و جرمی علیه کشور وهمهء ملت.
جوایزی که این حبرنگار روسی دریافت کرده است:
1_ جایزه اتحادیه روزنامه نگاران روسی ، 2_ جایزهء آزادی قلم آمریکا،3_ جایزه بین المللی بنیاد رسانه ای زنان،4_جایزه آزادی وآینده رسانه ای .
حرفهء خبرنگاری ، کار پر استرس و هیجانی است بخصوص اگر شخص خبرنگار دارای عقاید سیاسی خاص و مبارزاتی نیز باشد همواره با خطراتی مواجه می شود.
زنان معدودی هستند که وارداینگونه بازی های خطرناک می شوند و تا آخر نیز راهی را که انتخاب کرده اند ادامه می دهند.
مطلب دوم در مورد دختری ایرانی به نام دل آرا است ، این دختر با تمام استعدادی که در زمینهء نقاشی و سرودن شعر دارد به اتهام قتل از سن 17 سالگی در زندان بسر می برد.
دل آرا هم اکنون 20 سال دارد و در زندان بخاطر جرمی که مرتکب نشده است ،زندانیست. این دختر جوان در زندان نیز نقاشی می کند ولی تمام نقاشی های اوترکیبی از رنگ های تیره و سیاه دارد.بدلیل نداشتن امکانات بعضی از نقاشی های خود را با انگشت و ناخن و کمی رنگ سیاه می کشد.
مطلب زیر قسمتی از نوشتهء این دختر جوان است.
( به نظرم شادی و غم از هم جدا نیستند. خوبی و بدی .... درست مثل اینجا که منم. نبض دست هایمان می زند ولی نبض روح مان خوابیده است. روزی یک میلیون بار مردن بی آنکه یکبار جسمت بمیرد! )
نوشتهء زیبایست ، دل آرا حتما روح لطیفی دارد. او نمی تواند قاتل باشد و دارد بجای امیر حسین که سکوت کرده است محکوم می شود.
خانوادهء دل آرا توانسته اند نمایشگاهی از آثار او که در زندان کشیده است در تهران برگزار کنند، کاری که همیشه این دختر جوان آرزوی انجام آن را داشت.
این دو مطلب در مورد دو زن است ، در دو جایگاه مختلف و با شرایطی و راهی متفاوت ، اما هر دو دارای یک وجه مشترک هستند، آن هم مبارزه با وضع موجود و امید به آینده.
نوشته شده توسط نوگل منشوری در ساعت 12:51 | لینک  |