كشورهاي مختلف در گوشه و كنار دنيا با يكديگر پيمان و اتحاد هاي سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و نظامي برقرار مي كنند.
دولت هايي داراي سياست خارجه موفق در عرصه بين المللي مي باشند، كه بتوانند با حفظ منافع ملي ، كسب وجه ، امتياز و قدرت بين كشورهاي مختلف به فعاليت و حيات سياسي خود ادامه دهند و همچنين متحدان تاثير گذار و دوستان قدرتمندي در عرصه بين المللي داشته باشند.
بعضي از كشورها از نظر موقعيت جغرافيايي و وجود ذخاير استراتژيك زير زميني داراي جايگاه خاصي مابين ديگر كشورها مي باشند و ايران نيز به خاطر وجود منابع عظيمي از نفت و گاز و مجاورت با درياي خليج فارس و واقع شدن در منطقه خاورميانه ، از جمله اين كشورها مي باشد.
منطقه خاورميانه به خاطر وجود نژادها ، مذاهب و همچنين ذخاير با ارزش نفت و گاز طي 50 سال اخير كانون جنگها و اختلافات زيادي بوده است كه چنين اوامري اين نقطه از جهان را به كانوني حساس و پرتنش تبديل كرده است.
در چنين موقعيتي ايران براي دست يافتن به قدرت برتر منطقه و رسيدن به ثبات سياسي در ميان همسايگان دور و نزديك خود نياز به سياست خارجه پويا و قدرتمند دارد تا بتواند به اهداف تعيين شده در كليت نظام جمهوري اسلامي ايران دست يابد.
متاسفانه در سالهاي اخير، دولت نهم در زمينه ء سياست خارجه و ارتباط با همسايگان عربي خود بسيار ضعيف و منفعلانه عمل كرده است.
در مدت اين چهار سال ارتباط سياسي ما با كشورهاي حوزه خليج فارس پر تنش و به دور از ثبات و استراتژي سياسي بوده است.
يكي از چالش هايي كه وزارت خارجه ايران با آن رودرو مي باشد ، نداشتن نقشه راه معين در ارتباط با جامعه بين المللي است ، كه همين امر در مقاطعي باعث ايجاد اجماع جهاني ، قطع و كم رنگ شدن روابط ديپلماتيك ديگر كشورها با جمهوري اسلامي ايران شده است.
در مدتي كه از عمر دولت نهم مي گذرد ، بيشتر روابط سياسي ما در حوزهء بين المللي با تعدادي از كشورهاي آمريكاي لاتين و بعضي از كشورهاي بي نام و نشان و كم اهميت آفريقايي معطوف شده است ، كه هيچ يك از اين دو گروه از كشورها در مواقع بحراني نتوانسته اند همانند يك وزنهء سياسي قدرتمند و يا يك قطب اقتصادي تاثيرگذار به كمك ما بيايند و مانع از ايجاد اجماع جهاني و يا شكستن خط تحريم ها عليه ايران شوند.
در دولت نهم هيچ استراتژي و نقشه راهي در زمينه سياست خارجي ديده نمي شود.نه تنها در برقراري ارتباط با ساير كشورها دولت ايران دچار عملكرده ضعيفي بوده است ، بلكه در دفاع و حمايت از حقوق اتباع خود در ساير كشورها نيز وزارت خارجه كارنامه درخشاني ندارد و شاهد آن هستيم ، كه در اين چهار سال بيشترين بي حرمتي ها به اتباع ايراني در كشورهاي همسايه شده است و اين روند توهين آميز همچنان ادامه دارد، كه نشان از عدم قدرت و تاثير گذاري كافي در مجموعهء وزارت خارجه ايران درد.، كه نتوانسته است از حقوق اتباع خود دركشورهايي كه از نظر مساحت ، به اندازهء يكي از استانهاي ما نيز نيستند به خوبي دفاع كند.
اين همه ضعف و بي كفايتي ناشي از چيست؟! طبق سند چشم اندازه بيست ساله ما بايد طي چند سال آينده به قدرت اول منطقه تبديل شويم. علت اين همه پسرفت و ناتواني در حاصل كار وزارت خارجه دولت نهم چيست؟!
چرا ما با همسايگان خود ارتباطي سلزنده و بدون تنشي را دنبال نكرده ايم؟!
بهتر نبود ، دولتمردان ما توان و انرژي خود را صرف دفاع از تك تك اتباع خود در گوشه و كنار دنيا مي كردند و به مسائلي نمي پرداختند كه نتيجه آن اجماع جهاني عليه ملت ايران شود؟!
آيا بهتر نبود ، سران جمهوري اسلامي ايران قدرت خود را صرف ايجاد ارتباط موثر و سازنده با همسايگان خود مي كردند ، تا از نظر دولتهاي همسايه به تحديد كنندهء صلح و آرامش منطقه متهم نشويم؟!
نكته: مطلب فوق به مدير تحريريه روزنامه همبستگي درستاد ميرحسين موسوي جهت چاپ دراين روزنامه داده شد، كه گفتنداين مطلب( را يك دكتراي روابط بين الملل يا علوم سياسي نوشته و نه يك كارشناس و دانش آموخته رشته علوم سياسي در روزنامه چاب نخواهد شد. ) . ترجيح دادم ياداشتي را كه نوشته ام در وبلاگ شخصي خودم ( ديده بان) ، سايت نثرما ، ياران باران ( سايت ائتلاف اصلاح طلبان اصفهان)، خبرنامه دانشجويي (نماد) وابسته به تشكل دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي نجف آباد و سايت اطلاع رساني ستاد88 كرج كار شود تا روزنامه اي كه انديشه، قلم و نوشته هاي افراد محترم شناخته نمي شود.
