با اينكه در حدود 5 ماه تا برگزاري انتخابات ريئاست جمهوري سال آينده زمان باقيمانده است، ولي مدتي ايست از هر دو ازدوگاه اصلاح طلبان و اصولگرايان گمانه زني هاي مختلفي در مورد اشخاضي كه احتمال دارد در انتخابات حضوريابند ، شنيده مي شود.
از بين افرادي كه نام ، آنها بيشتر از ديگران برده و شنيده مي شود. از طيف اصلاح طلبان ، " سيد محمد خاتمي " ريس جمهور سابق كشورمان و از ميان افرادي كه امكان دارد از سوي اصولگرايان معرفي شوند " محمود احمدي نژاد " مي باشند.
گرچه محمد خاتمي تا به امروز به صورت رسمي براي شركت در انتخابات اعلام حضور نكرده و در تمامي مصاحبه هاي رسمي و غير رسمي خود ، بارها بيان كرده كه در حال بررسي شرايط انتخابات پيشرو و وضعيت كشور است.
در چنين وضعيت نيز مي توان با اطمينان گفت :ريس دولت اصلاحات ، كانديداي اول و برگ برندهء تمامي نيروهاي اصلاح طلب مي باشد.
به همين علت است كه احزاب ، گروهها و سازمان هاي مختلف دوم خردادي ، بارها درنشست ها ، كنگره ومصاحبه هاي مختلف خاتمي را به عنوان نامزد حزبي خود معرفي كرده و بر لزوم شركت وي در انتخابات 22 خرداد سال آينده تاكيد كرده اند.
نكتهء اساسي كه باعث شده است ، نيروهاي اصلاح طلب براي سومين بار از خاتمي درخواست كنند تا در انتخابات شركت كند.اجماعي ايست كه بدون نياز به رايزني هاي سياسي ومذاكرات چند ماه ، به صورت همه جانبه بر حول محور نام و شخصيت سياسي خاتمي شكل خواهد گرفت.
بايد توجه داشت اجماع بر روي يك نامزد خاص ، اولين گام در جهت كسب پيروزي است ، زيرا تعدد كانديداها باعث خوردشدن آرا و ازهمپاشيدگي ائتلاف خواهد شد ونتيجه اي جز شكست و پيروزي رغيب سياسي حتي با رايي اندك را نخواهد داشت.
كه مي توان آثار آن را در انتخابات رياست جمهوري دور نهم به خوبي مشاهد كرد.گر چه در آن انتخابات عوامل سرنوشت ساز وموثريديگري نيز دخالت داشتند . كه در صورت حضور مجدد خاتمي اين دوره نيز به شكل گسترده و قويتري ظهور وبروز پيدا خواهند كرد.
در صورتي اصلاح طلبان بر اين مشكلات چيره خواهند شد ،كه با حضور يك نامزد وارد عرصه شوند كه داراي محبوبيتي بالا وتوان جذب آراي اقشار مختلف جامعه باشد و به اين ترتيب مشاركت حداكثري را پديد آورد. وحتي بتواند بخشي از آراي خاموش جامعه را به سوي خود سوق دهد.
از افراد زيادي در ميان اصلاح طلبان نام برده مي شود كه در صورت عدم حضور خاتمي وارد رقابتهاي انتخاباتي خواهند شد.
با احترام براي تمامي اين افراد كه هنگي از نيروهاي باتوان و ارزشمند نظام و اصلاحات هستند، ولي بايد به صراحت گفت: هيچ يك از آنها توان رهبري اصلاحات و پيروزي در انتخابات پيشرو را ندارند.
علت آن نيز به خوبي روشن است، زيرا هيچكدام در ميان تودهء مردم به اندازهء خاتمي محبوب و شناخته شده نيستند ، امكان رد صلاحيت آنها از سوي شوراي نگهبان وجود دارد ودر ميان ائتلاف بر روي نام آنها اجماع واحدي وجود ندارد و در صورت حضور در انتخابات به عنوان نامزد حزبي شركت خواهند كرد كه همين امر باعث پراكندگي آرا و در نهايت شكست در انتخابات را در پيش خواهد داشت.
اينكه گفته مي شود خاتمي بهترين فرد در شرايط حال حاضر است ، واقعا اشتباه نيست ، هنوز طيف عظيمي از جوانان واقشار مختلف جامعه به او علاقمند مي باشند و8 سال اصلاحات را فراموش نكرده اند. و اين امر از ميزان دعوت و بيانيه هايي كه در حمايت از او صوذت مي گيرد و گروههايي كه از استانها و شهرهاي مختلف به ديداراو مي روند به خوبي نمايان است.
به جد بايد اعتراف كرد ، خاتمي نماد و رهبر جرياني است كه در 2 خرداد 1376 تبلور يافت.
به دور از قهرمان سازي بايد گفت: مردم همواره اصلاحات ، خاتمي و خرداد 76 را معادل يكديگر مي دانند.
اگر خاتمي به هر علتي در انتخابات شركت نكند مطمعنا دلايل خود را با مردم در ميان خواهد گذاشت.
ولي بايد به اين نكته به خوبي توجه داشت ، كه با عدم شركت خاتمي موجي از ياس جامعه را فرا خواهد گرفت واميد به بازسازي كشور ازبين خواهد رفت و نيروهاي اصلاح طلب اميد به پيروزي و هماهنگي خود را از دست خواهند داد .وبخش هايي از جامعه منفعل و پراكنده مي شوند واگر هم اتلافي بر روي نامزد ديگري صورت بگيرد ، ديگر آن راي آوري ومشاركت از سوي طيفهاي مختلف جامعه را نخواهيم داشت و اين درست همام اتفاقي است كه رغيب به دنبال آن است.
پس خاتمي بايد بيايد، چون راي آورترين ، محبوب ترين ، شناخته شده ترين ، اثر گذارترين و.........
فرد در ميان تمام اصلاح طلبان در حال حاضر است واز همه مهمتر سيد محمد خاتمي نماد اصلاحات در ايران است.
خاتمي به رنگ حقوق شهروندي ، جامعهء مدني ، آزادي بيان ، انديشه و عقيده ، دموكراسي و مردم سالاري مدني است.خاتمي بخشي از انقلاب اسلامي وارزشها و ارمانهاي امام راحل مي باشد.
خاتمي بخشي از مردم ومردم نيز بخشي از او هستند.
